دوست پسرم سربازه ... دبروز یکی از سربازا خودشو کشته بود و بلافاصله بعد از خودکشیش دوستم دیده بودش منظره ی بدی دیده بود و حالش خیلی بد بود من هم دیروز نگرانش شده بودم بادوجود اینکه 20 روزی هست دوستیمونو بهم زدم (چون مامانش بعد 5سال هنوزم مخالف ازدواج ماست چراکه من 4سال بزرگترم ) بهش پیام دادم . فکر میکنم این یکی از کارای روزگاره که اون باید این اتفاق ر ببینه چرا که اتقفاق فوق العاده ناگواریه. سربازا رو دوست دارم .
برچسب:
نویسنده: کیارش کاشانی