
امشب رفتم تا قرارداد دفترم رو فسخ کنم صاحب دفترم که مرد خیلی خوبی هم هست ولی مشکلاتی از توع خودش داره فوق العاده ناراحت بود به قدری که از ناراحتیش دلگیر شدم ... تو یک سالی که اونجا بودم بجزاینکه فقط به اونجا رسیدم و مدیریت کردمو به بچه هاش درس دادم کار دیگه ای نکردم اخر سر هم کاناپه مو که خیلی دوست داشتم به پسرش دادم ولی هرکار کردم میخاست پنج مبلیون روی رهن بزاره و نمیشد ... بگذریم یه جورایی مثه طلاق بود هرچند که من هیچوقت ازدواج نکردم . اما امشب به یاد دوست پسرم افتادم که پنج سال چه خاطداتی باهاش داشتم چقدر ازش خواستم که مادرشو راضی کنه چقدر با خودش کنار ا...
ادامه مطلب
دیشب به دوستم فاطمه زنگ زدم. با فاطمه از 14 سالگی دوست بودم الان حدود 16 ساله(باورم نمیشه)البته فاطمه وقتی دبیرستان بودیم با یه پسر دوست شد و باهاش ازدواج کرد و الان بچه ش میره کلاس ششم. بگذریم بهش زنگ زدم و ازش مشورت خواستم بهش گفتم فاطمه به نظرت اگه من هرگز ازدواج نکنم و سکس نداشته باشم ایا چیز خیلی خوبی رو از دست میدم؟ اونم گفت چون تا حالا نداشتی نه ! بعد بهش گفتم حرف مردم رو چکار کنم گفت یه حلقه دستت کن گفتم سیامک رو چکار کنم گفت ولش کن گفتم خداروشکر که هستی... به سیامک پیام دادم که مامانتو راضی کن گفت سعی میکنم......
ادامه مطلب